تبليغاتX

www.pop-2300.blogfa.com - مرد نامرئی

با سلام به همه دوستان و عزیزان

 

خوب...امروز 31 شهریوره که دارم وبلاگ رو به روز می کنم و فردا هم یک مهر....

که می تونیم بعد از سه ماه دوری!! فرزانگانی ها رو دوباره ببینیم و این خودش جای کلی خوشحالی داره...//...  

هر چند تابستون دیگه تموم شده و باید بچسبیم به درس و مشقامون!!....

از همین جا  هم برای همه بچه های فرزانگان آروزی موفقیت می کنم و امیدوارم سالی پربار رو پیش رو داشته باشن....

 

                

 

خوب از همه اینها که بگذریم میرسیم به دبیرا که واقعا آدم تعجب میکنه وقتی یه سری تصمیمات عجیب و غریب رو از طرف آموزش و پروش میبینه..../...شاید ندادن مجوز برای آقای ملکشی به عنوان دبیر فیزیک فرزانگان عجیبترین و در عین حال غم انگیزترین خبری باشه که طی هفته ی اخیر به دست رسیده و اکثر بچه های فرزانگان از این بابت ناراحت و کمی تا قسمتی!! عصبانی هستن//....

 

ولی خوب باید با شرایط ساخت...چرا که در وضعیت فعلی هیچگونه اهمیتی به خواسته ی دانش آموز داده نمیشه...پس بهتره ما هم الکی!!خودمون رو خسته نکنیم....//....

 

 

 

راستی یه چیز دیگه....نمی دونم فیلم مرد نامرئی رو دیدید یا نه؟؟....ولی اگه دیدید باید بگم در طی کل فیلم سرکار!!بودید....!!

 

                              Cast Photo

 

(مطلبی که می خوام بزارم کمی تا قسمتی طولانیه و درعین حال جالب...پس فکر می کنم اگه این مطلب رو در چند قسمت بزارم بهتر باشه.)

 

 

                                مرد نامرئی....

 

 

ولز،نویسنده انگلیسی،در رمان معروف خودش با نام مرد نامرئی،ادعا کرده که انسان به خوبی می تونه خودش رو نامرئی کنه.قهرمان اصلی این داستان،که نویسنده، اون رو به عنوان برجسته ترین فیزیکدان که جهان تاکنون به خودش دیده معرفی می کنه،راهی برای نامرئی شدن بدن انسان پیدا کرده!!....

این دانشمند در بحثی که با یکی از آشنایانش(یک پزشک)،در این باره می کند،چنین  میگه:

 

                      

                             هربرت جورج ولز(نویسنده و محقق انگلیسی)

 

 

«_...مرئی بودن یک جسم وابسته به اثری است که نور بر آن جسم دارد...می دانید که اجسام نور را جذب یا منعکس می کنند و یا می شکنند و ممکن است دو یا هر سه کار را تواما انجام دهند.یک جسم اگر فقط نور را جذب کند و آن را منعکس یا منکسر نکند نمی تواند خود را نشان دهد و مرئی باشد.مثلا شما یک جعبه مات قرمز رنگ را از آن جهت میبینید که رنگش قسمتی از اشعه را جذب می کند و بقیه را،کلیه پرتوهای قرمز را،بر میگرداند.اگر این جعبه هیچ بخش خاصی از نور را جذب نمیکرد و همه را منعکس می نمود مثل نقره سفید و درخشان میشد.یک قوطی الماس تقریبا جذب نور نمی کند و همچنین مقدار کمی از آن را منعکس می نماید.اما در بعضی از نقاط سطح قوطی امکانهای مساعدی وجود دارد که نور منعکس یا منکسر شود،بطوریکه انسان نیمه شفافهایی را با بازتابهای نور،که درخشنده است و برق می زند،توام میبیند.به این علت قوطی الماس چون اسکلتی از نور به نظر میرسد....

اما یک قوطی شیشه ای اینقدر درخشان نیست،درنتیجه به اندازه قوطی الماس هم واضح و مرئی نیست،زیرا نور را کمتر منعکس و منکسر می کند....اگر یک قوطی شیشه ای معمولی را در آب فرو ببرید و یا بهتر انکه آنرا در مایعی غلیظتر از آب وارد کنید،شیشه به کلی از نظر محو میشود.زیرا شکست و بازتاب نوری که از آب وارد شیشه میشود خیلی کم است.یعنی نور خیلی کم دستخوش تغییرات میشود.در این حالت شیشه تقریبا نامرئی است.یعنی به همان اندازه قابل رویت است که یک جریان گاز زغال یا هیدروژن در هوا قابل رویت است و دلیل این هر دو نیز یکی است...

کمپ(دوست فیزیکدان که یک پزشک است)گفت:

_بله،کاملا واضح است.امروز هر شاگرد مدرسه ای آن را می داند!...

_این هم حقیقت دیگری است که باز هر شاگرد مدرسه با ان آشنا است.کمپ؛می دانی که اگر یک شیشه را خورد کنیم و به صورت گرد درآوریم،تا زمانی که در هوا است کاملا مرئی است یا حداقل به صورت گرد سفید و ماتی به نظر می رسد.علت این امر ان است که سطوح شیشه،که بازتاب و شکستن در آنجا صورت میگیرد،بر اثر گرد شدن چندین برابر میگردد.یک قطعه شیشه  فقط دارای دو سطح است.اما در گرد شیشه،نور به هر دانه ای که برخورد میکند یک بار میشکند یا منعکس میشود.لذا مقدار کمی از آن می تواند از آن طرف گرد خارج شود.اما اگر همین همین گرد سفید شیشه را در آب فرو ببریم فورا ناپدید میگردد.ضریب شکست نور در شیشه و آب خیلی به هم نزدیک است.یعنی نوری که از یکی وارد دیگری میشود خیلی کم متحمل بازتاب یا شکست میگردد.

 

                           

 

کمپ گفت:بله..بله...ولی انسان که گرد شیشه نیست!!...

 

گریفین(فیزیکدان)گفت:بله...گرد شیشه نیست،اما شفافتر از آن است!!

_این چه حرفی است!!...

_عجیب است!یک دکتر و این اظهار عقیده؟؟!!عجب انسان فراموشکار است!آیا دروس فیزیکی را که 10 سال پیش خوانده اید از یاد برده اید؟آیا فراموش کرده اید که چه فراوانند اشیایی که شفاف به نظر نمیرسند،ولی در واقع شفافند!!...مثلا همین کاغذ،از الیاف شفاف ساخته شده،با این همه مات و سفید است،درست به همین دلیل که گرد شیشه مات و سفید است...

کاغذ سفید را چرب کنید،فواصل بین ذرات ان رو از روغن پر کنید،بطوری که شکست و بازتاب نور فقط در دو سطح صورت گیرد،آن وقت آن هم مثل شیشه شفاف خواهد شد.نه تنها کاغذ،بلکه الیاف پنبه،الیاف کتان،الیاف پشم،الیاف چوب،استخوان...بله کمپ؛ استخوان،مو،ناخنها و اعصاب...در واقع تمامی اجزای بدن به جز قرمزی خون و سیاهی دانه های رنگین مو،همگی از بافتهای بیرنگ و شفاف ساخته شده اند.- عوامل بسیار کمی سبب شده است که ما را در نظر دیگران مرئی سازد....»

 

 

                        ----------------------------------------------------------------------

 

 

شفافیت قابل ملاحظه بافتهای بیرنگ و بی مو،مثل حیواناتی که بافتهای بدنشون بکلی عاری از از ماده ی رنگینه صحت گفته های ولز رو تایید میکنه.یک جانور شناس هم در تابستان سال 1934 تصادفا قورباغه بیرنگی، در نزدیکی دتسکوی سلو،پیدا میکنه.و اون رو اینگونه تو صیف میکنه:«پوست نازک و بافتهای عضلانیش چنان شفاف بودند که اسکلت و اعضلی داخلی حیوان دیده میشد.از روی پوست شکم به خوبی می توانستم انقباض و انبساط عضله و قلب و حرکت روده ها !! را ببینم.»

 

 

و اما قهرمان داستان ولز،گویا راهی برای شفاف کردن همه ی بافتهای اعضلی بدن و حتی ماده ای رنگین آن(پیگمانها)پیدا کرده و موفق شده کشفش رو روی خودش آزمایش کنه و به حالت کاملا نامرئی برسه....

 

 

و اما باید ببینیم بعدا چه بر سر این مرد نامرئی خواهد آمد....

 

                                       

 

این مطلب ادامه دارد....

 

 

خوب...مطمئنا با خوندن همین قسمت کوتاه هم کلی اطلاعات به دست آوردیدومنتظر ادامه این مطلب باشید که تازه داریم میرسیم به قسمتهای جذاب داستان....

و اینکه چرا در طول فیلم مرد نامرئی سرکار بودید رو هم دفعه بعد میگم..../...//.... 

 

تا آپدیت بعدی فعلا خدانگهدار....

مدرسه بهتون خوش بگذره...//...

منتظر نظرات قشنگتون هستم.....

 

Bussiness Teddy

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 20:56 |


INTERNET WEBLOG

java script by:HGS.BLOGFA.COM